السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 115

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

در جوانى و پيرى فرق نكرده ؛ زيرا اين سنگ را نه در جوانى توانسته‌ام بلند كنم و نه در پيرى ، من نيز همين را مىگويم كه من در شعر و ادب فرقى نكردم كه در جوانى شعر نتوانستم گفتن و نيز در پيرى . اينك گويم : شاعر اگر سعدى شيرازى است * بافته‌هاى من و تو بازى است اكنون كه با شعر نمىتوانم ، با مِعر تو را بازى دهم و به اصرارت جامهء عمل پوشم . احمد است از مُحمّد مختار * كه حميدش نگاهدار بُوَد فاطى از عرش بطن فاطمه است * فاطِر آسمانش يار بُوَد حسن اين ميوهء درخت حسن * محسِنش يار پايدار بُوَد ياسر از آل پاك سبطين است * سرّ احسان وِرا نثار بُوَد على از بوستان آل على است * على عاليش شعار بُوَد پنج تن از سُلالهء احمد * شافع جُمله هشت و چار بُوَد دخترم شعر تازه خواست ز من * مِعر گفتم كه يادگار بُودَ باز شعر خواستى و باز هم شعر ، اين هم پريشان گويى ديگر : عاشقم عاشق و جُز وصل تو درمانش نيست * كيست زين آتش افروخته در جانش نيست جُز تو در محفل دلسوختگان ذكرى نيست * اين حديثى است كه آغازش و پايانش نيست راز دل را نتوان پيش كسى باز نمود * جُز بر دوست كه خود حاضر و پنهانش نيست